به گزارش کلینیک روح درمانی،

حضرت آیت الله مظاهری در درس اخلاق خود مورخه ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۵ با موضوع «روابط انسان با دیگران» جلسه ۱۸ مراتب رابطۀ انسان با قرآن را مورد بررسی قرار دادند.

مرحوم کلینی روایتی از پیغمبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلّم) می‌کند که حضرت فرمودند: «فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَیْکُمُ‏ الْفِتَنُ‏ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ‏ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّهِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّار»[۱]

هرگاه فتنه ها و آشوب ها چون پاره هاى شبِ تار، شما را فراگرفت، به قرآن روى آورید؛ زیرا قرآن، شفیعى است که شفاعتش پذیرفته است و گزارشگر بدی هاست که گفته اش مورد تصدیق است و کسی که قرآن را در پیش رویش قرار دهد، او را به سوی بهشت خواهد کشانید و کسی که قرآن را در پشت خود قرار دهد او را به سوی آتش به پیش خواهد راند.

* انس و ارتباط با قرآن

اگر گرفتاری ‌ها و بلاهای اجتماعی به شما رو آورد، برای رفع این بلاها و گرفتاری ‌ها، ‌انس با قرآن داشته باشید. بعد پیغمبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله‌ وسلّم) می ‌فرمایند: «فَإنَّهُ شافِعٌ مُشفَّعٌ وَماحِلٌ مُصَدَّقٌ»؛ ‌قرآن شفاعت می ‌کند و شفاعت او پذیرفته می ‌شود. برای رفع گرفتاری ‌ها، توسل به قرآن و خواندن قرآن به هر اندازه که بشود، آنگاه دعا مستجاب می ‌شود. قرآن، دوش به دوش اهل ‌بیت علیهم السلام است. قرآن نفرین می ‌کند و نفرین او پذیرفته می ‌شود. اگر کسی با قرآن سر و کار با قرآن نداشته باشد، گرفتاری‌ هایش بیشتر می ‌شود. اگر کسی قرآن نخواند و قرآن نداند، ‌بلاهای اجتماعی به او رو می‌آورند.

سپس پیغمبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلّم) می ‌فرمایند: «وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّهِ»؛ کسی که قرآن سرمشق زندگی اش باشد، ‌بهشت او از همین دنیا شروع می ‌شود. یک زندگی خوش و خرم و رفع گرفتاری ‌ها که دست عنایت خدا روی آن زندگی است. در آخرت هم بهشت است و قرآن شفاعت او را می‌کند.

در ادامه حضرت می فرمایند: «وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ»؛ ‌اما هر کسی که با قرآن سر و کار نداشته باشد و قرآن نخواند و قرآن نداند، ‌جهنّمش از همین دنیا شروع می‌ شود. گرفتاری ‌ها و بلاهای اجتماعی دارد تا اینکه برسد به قیامت و در قیامت هم جهنم است.

قرآن یک کتاب آموزشی و پرورشی است و می‌ تواند ما را از جهالت ‌ها، گرفتاری ‌ها، دچار شدن به بلاهای اجتماعی و بلاهای دشمن نجات دهد. بی ‌اعتنایی به قرآن گرفتاری و بلای اجتماعی می ‌آورد.

الف) خواندن قرآن

خواندن قرآن خیلی فایده دارد؛ معنای قرآن را بفهمیم یا نفهمیم، حتّی اگر معنایش را هم ندانیم، فایده دارد؛ نظیر کسی که سیب می خورد و اصلا‌ً‌ نمی داند ویتامین یعنی چه؛ وقتی سیب را می ‌خورد ویتامین ‌ها جذب بدن او می ‌شود.

«قَدْ جاءَکُمْ‏ مِنَ‏ اللَّهِ‏ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ» [۲] قرآن نور است و دل را منوّر می ‌کند، ‌حال انسان معنایش را بفهمد یا نفهمد و یا توجه به معنا داشته باشد یا نداشته باشد.

در همین مرحله قرآن باید خوب خوانده قرآن شود و اینکه قرآن روان در ذهن او باشد؛ قرآن را بی ‌غلط بخواند. قرآن درس زندگی است و این درس زندگی را خوب بداند. این مرتبه نیز همانند مرتبۀ اول واجب و لازم است. باید خوب بتوانیم قرآن بخوانیم، ‌حال معنایش را بدانیم یا ندانیم.

ب) حفظ قرآن

از مراحل دیگر انس با قرآن، حفظ قرآن است. الحمدلله یکی از برکات بزرگ این نظام جمهوری اسلامی این است که حفظ قرآن در میان جوان ‌ها رشد کرد. الان خیلی ‌ها حافظ قرآن هستند و علاوه بر اینکه انس با قرآن دارد و شبانه روز قرآن می ‌خواند. اما مهم‌ تر حافظ قرآن است. حفظ قرآن خیلی مقدّس بوده و از افتخارات و برکات بزرگ نظام جمهوری اسلامی است. امّا این کم است. اگر حافظان قرآن را با کلّ جوان ‌ها و مردم بسنجیم، یک در هزار می ‌شود. باید همۀ ما حافظ قرآن باشیم.

جایگاه حفظ قرآن در بین مسلمانان صدر اسلام

در زمان پیغمبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه‌ وآله ‌وسلّم) همه حافظ قرآن بودند در حالی که سواد الفبا هم نداشتند. برای کتابت وحی شانزده نفر که سواد الفبا داشته و حافظ قرآن بودند کاتب وحی شدند و ریاست کتابت قرآن با امیرالمؤمنین علیه السلام بود. بقیه مسلمانان سواد الفبا نداشتند اما حافظ قرآن وجود داشت. مثلاً خانم، سواد الفبایی نداشت امّا فرهنگ قرآن در دل او رسوخ کرده بود و حافظ قرآن بود. پیرمرد خوب می ‌توانست برای اسلام عزیز جان فدا کند، در جبهه ‌ها کارزارهای بالایی می‌ کرد، سواد الفبایی نداشت، ولی حافظ قرآن بود. کم بودند افرادی که حافظ قرآن نباشند.

اگر به راستی بخواهید فرزندان خود را حافظ قرآن کنید، در دو سه سال با تشویق و ترغیب می ‌توانید. ما اطلاع داریم افرادی که بیش از پنجاه سال داشتند و تصمیم گرفتند حافظ قرآن شوند و حافظ قرآن شدند. پیر و جوان و نوجوان و بچه ندارد.

در تاریخ نقل می ‌کنند خلیفه دوم روی منبر «الذین آمنوا» را «و الذین» خواند؛ یک عربی گفت: یک واو زیاد کردید. بالاخره یکی از کتّاب وحی را آوردند و او گفت: این آقا درست می‌گوید.

یا وقتی روی حرف «و» در «و الذین یکنزون» با هم نزاع می‌ کردند؛ یکی می ‌گفت: «واو» دارد و یکی می ‌گفت: «واو» ندارد.[۳] نظیر اینها زیاد است.

اگر دنیا می‌ خواهید تا می ‌توانید قرآن بخوانید. قرآن بالاترین توسل‌ هاست. بعضی اوقات خرافات‌ هایی در میان بعضی از مردم وجود دارد. مثلاً شخص گرفتار می‌ شود و می‌گوید: برای من جادو کرده ‌اند و به دنبال جادوگر می ‌رود و خرافات ‌های عجیب و غریب دارد.

رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرماید: به دنبال اینها نرو، بلکه به دنبال قرآن برو: «إذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ فعَلَیکُم بِالقُرآنِ فَإنَّهُ شافِعٌ مُشفَّعٌ وَماحِلٌ مُصَدَّقٌ»؛ لذا به دنبال جادو رفتن و به دنبال ربا دادن و دنبال العیاذبالله به دست آوردن مال حرام، گرفتاری رویِ گرفتاری می‌ آورد. اینها گرفتاری را رفع نمی ‌کند، بلکه آنچه گرفتاری را رفع می‌ کند «فعَلَیکُم بِالقُرآنِ فَإنَّهُ شافِعٌ مُشفَّعٌ وَماحِلٌ مُصَدَّقٌ» است.

بهشت انسان از همین جا شروع می ‌شود در صورتی که سر و کار جدی با قرآن داشته باشید. گرفتاری ‌های متراکم از همین جا شروع می‌شود، در صورتی که سر و کار با قرآن نداشته باشید.

همۀ ما باید قبل از کار و قبل از خواب قرآن بخوانیم. همه باید اول شب و مخصوصاً‌ در نماز شب خود قرآن بخوانیم. اگر کسی در قرآن خواندن روان باشد و آرام بخواند، یک جزء را در نیم ساعت می ‌خواند. حال نیم ساعت صبح و نیم ساعت شب را به قرآن دهید. معنایش این است که در ماه دو ختم قرآن می ‌کنید. این در زندگی انسان تأثیر دارد. با دو بال حرکت کن. یکی بال توسّل به قرآن و یکی بال توسّل به اهل ‌بیت علیهم السلام پرواز کن و به خدا برس. خدا می ‌پذیرد و دنیا و آخرت را اصلاح می‌ کند.

ج) تفسیر قرآن

مرتبۀ دیگر ارتباط با قرآن، تفسیر قرآن است. پیغمبر اکرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلّم) مدرّس قرآن بودند و برای زنان ‌و مردان قرآن تدریس می‌کردند. رسول خدا (صلی ‌الله‌ علیه ‌وآله ‌وسلّم) ده آیه می‌ دادند و می ‌گفتند: این ده آیه را حفظ کنید و عمل به ده آیه کنید تا در دل شما رسوخ کند؛ بعد ده آیۀ دیگر را شروع کنیم. قرآن نیز چنین چیزی را طلب می کند: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»[۴] آیا به آیات قرآن نمى ‏اندیشند؟ یا [مگر] بر دل ‌هایشان قفل هایى نهاده شده است؟.

تفسیر قرآن مراتب دارد و یک مرتبه ‌اش این است که انسان هرجای قرآن را باز کرد بتواند تفسیر کند. اگر شبانه ‌روز یک ساعت را به تفسیر اختصاص دهید، چند سال طول نمی‌ کشد که یک دوره تفسیر در ذهن شما موجود می‌ شود. این بالاترین ارزش ‌هاست. چه امتیازی از این بالاتر که انسان بتواند قرآن را معنا کند.

پیغمبر اکرم (صلی ‌الله‌ علیه ‌وآله ‌وسلّم) می ‌فرمایند: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَاْیِهِ فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»[۵] هرکس قرآن را به رأى خویش تفسیر کند، براى خود جایى در آتش دوزخ انتخاب کرده است.

اما اگر کسی جداً با دیدن تفسیر و با فکر بتواند یک دوره قرآن را معنا کند، خیلی ارزش دارد و قرآن این را می ‌خواهد. قرآن می ‌فرماید: اگر این را نداشته باشی، قفل بدبختی روی دلت است: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها».

البته قرآن بالاتر از اینهاست. حضرت امام (ره) ‌قرآن را معنا می ‌کند و می ‌فرماید: پروردگار عالم با همۀ اسماء، صفات و حتی اسماء‌ و صفات مستأثره ‌اش تجلّی کرد و آنگاه قرآن پیدا شد. با همۀ اسماء و صفاتش و حتی اسماء‌ و صفات مستأثره ‌اش تجلّی ذاتی کرد و اهل ‌بیت علیهم السلام پیدا شد. قرآن یعنی علم خدا، علم ذاتی تجلّی کرده و قرآن پیدا شده است.

* با تفاسیر متعدد نوشته شده، قرآن هنوز هم بکر و تازه است

این خیلی معنا دارد و اگر یک ماه روی این جملۀ‌ حضرت امام حرف بزنیم باز به جایی نمی ‌رسیم.

حضرت امام خمینی (ره) از ابن‌ عربی نقل می‌کردند: هفتصد تفسیر بر قرآن نوشته شده و قرآن هنوز بکر است. بنیانگذار انقلاب اسلامی می ‌فرمود: بعد از ابن عربی تا الان نیز هفتصد تفسیر دیگر نوشته شده اما قرآن هنوز بکر است.

* بانوی مفسّری که خانه داری او را از نوشتن تفسیر بازنداشت!

بانو امین (رضوان ‌الله ‌تعالی ‌علیها) هم شوهردار، هم بچه ‌دار و هم خانه ‌دار بود، اما این خانم خواست. البته برایش مشکل هم بود. آن وقت ‌ها مکتب نبود و باید التماس می ‌کرد تا یک نفر به خانه ‌اش بیاید و برایش درس بگوید و کم‌ کم مجتهده شود. این خانم کم کم یک دوره تفسیر به نام «مخزن العرفان» نوشت و الان این کتاب به فارسی هم وجود دارد. بانو امین به خانم ‌ها یاد داد که اگر بخواهید می ‌شود.

وارد شدن در وادی تفسیر، واردن شدن در وادی نور است: «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ» قدری بیایید در وادی نور و ببینید این وادی چه نورانیتی دارد. آنگاه می ‌توانید برسید به آنجا که مثل این بانو علاوه بر اینکه تفسیر می ‌داند در مقابل مفسرین قد علم می ‌کند و بعضی اوقات برداشت از قرآن دارد.

جوان ‌ها! انس با قرآن ضرری به کار شما هم ندارد. نمی‌ گویم همه کار خود را روی انس با قرآن بگذارید، بلکه یک ساعت وقت خود را به طور جدی به قرآن اختصاص دهید، آنگاه ببینید چقدر ارزش پیدا می ‌شود.

پاورقی:

[۱]. الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۵۹۹٫

[۲]. المائده، ۱۵: «قطعاً براى شما از جانب خدا روشنایی و کتابی روشنگر آمده است.»

[۳]. ر.ک: الدر المنثور، ج ۳، ص ۲۳۲٫

[۴]. محمد، ۲۴٫

[۵]. عوالی اللئالی، ج ۴، ص ۱۰۴٫