دسته : نکات اخلاقیتاریخ: ۱۳۹۵/۱۲/۰۲
علل شش‌گانه گناهان

به گزارش کلینیک روح درمانی،مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی درشرح حدیثی از امام صادق (عَلَیهِ السَّلَامُ) به تبیین امور شش گانه ای که منشاء گناهان است اشاره کرده و تصریح نموده است که این موارد شش گانه سرآمد گناهان  هستند؛ نه این که موارد دیگر موجبِ گناه نمی‌شود.

متن حدیث وشرح آن در ادامه می آید:

رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ (عَلَیهِ السَّلَامُ) قَالَ: إِنَّ أَوَّلَ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ سِتٌّ ؛ حُبُّ الدُّنْیَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَهِ وَ حُبُّ الطَّعَامِ وَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ النَّوْمِ وَ حُبُّ الرَّاحَهِ.[۱]

  شرح حدیث:

درروایتی از امام صادق(صلوات الله علیه) منقول است که حضرت فرمودند: سرآمد اموری که موجب می‏شود انسان از فرمان الهی سرپیچی کند و نسبت به خداوند ‌گناه وعصیان کند، شش مورد است. یعنی این شش مورد سرآمد هستند؛ نه این که موارد دیگر موجبِ گناه نمی‌شود. اینها غالباً‌ سرآمد هستند. گناهانی که از انسان سر می‏زند، ‌منشأش غالباً یکی از اینها است.

اول: حبّ الدنیا؛

پول دوستی موجب می‏شود که نه حرام سرش بشود نه حلال. لذا موجب عصیان می شود. دو نوع گناه داریم که یکی از آنها ترک واجب است؛ خودِ ترک واجب هم گناه است. پول دوستی منشأ گناه می‏شود.

دوم: حبّ الرئاسه؛

جاه طلبی، ‌ریاست طلبی. این هم منشأ گناهان و معاصی دیگر می‏شود.

سوم: حبّ الطعام؛

«ابن البطن»، یعنی کسانی که به اسارت شکم می‏روند. این هم منشأ گناهان بعدی می‏شود.

چهارم: حبّ النساء؛

منظور «ابن الفرج» است. مراد از حبّ النساء ؛ شهوت جنسی است.

از آن طرف، حبّ الطعام‌ به تعبیر ما شهوت بطنی و شکم پرستی است، از این طرف هم شهوت جنسی را مطرح می‏فرماید که از این دو  تعبیر می‏شود به «ابن البطن و الفرج». اینها اسیرند و به اسارت شکم و شهوت جنسی‏شان درآمده‌اند و این خود منشأ گناه می شود.

پنجم: حبّ النوم؛‌

یعنی کسانی که خیلی مقیّدند به خوابیدن. اینها هم به معصیت می‏افتند. یک سنخ معاصی هست که ‌منشأش حبّ نوم و خواب است. صبح نماز صبحش قضا می‏شود، برای چه؟ چون می‌خواهد بخوابد.

ششم: حب الراحه؛

یعنی راحت طلبی. این هم منشأ یک سنخ از معاصی است.

یک رشته ای وجود دارد که همه این شش مورد را به هم پیوسته می‏کند و آن «حُبّ» است. «حبّ الدنیا»،‌ «حبّ الرئاسه»‌،‌ «حبّ الطعام»،‌ «حبّ النساء»، ‌»حبّ النوم»،‌ «حبّ الراحه». همه اینها مثل دانه‏های تسبیحی در یک نخ هستند و آن نخ تسبیح، همین «حبّ دنیا و امور مادّی» است. لذا همه اینها مربوط به هم هستند. متعلّق به این عالم مادّه است که انسان را به گناه می‏کشاند که اگر این نباشد، هیچ وقت گناه سر نمی‏زند و ‌واجب هم ترک نمی‏شود.[۲]

 [۱]. بحارالانوار، ج۷۰ ، ص ۶۰

[۲]. یکشنبه: ۳۰ آبان ۸۹ ؛ ۱۴ ذی الحجّه ۱۴۳۱ ؛ مسجد جامع بازار تهران

*حوزه