خانه / حکایت اخلاقی

حکایت اخلاقی

چیزی بنویس که در آخرت بازار داشته باشد/چرا علامه طباطبایی تفسیر نوشت؟

من به همراه پدرم درمعیت آیت الله گلپایگانی ره خدمت علامه طباطبایی رسیدیم. بعد از تعارفات معمولی آیت الله گلپایگانی پرسیدند: آقا چه مشغول هستید؟ این همه کتاب تفسیر در مقابل شما چه علت دارد؟

ادامه مطلب »

چرا روضه و ذکر مصیبت ندارید؟

محرّم که می‌شود، شبی دو سه ساعت دور هم هستیم، روضه‌ای از روضات چنان است، می‌نشینیم و می‌‌رویم. روضه ما این است. گفت نه! باید کسی را بیاورید که تاریخ عاشورا را بخواند و ببینید که مصیبت چه بوده و چه نبوده است. صاحب مجلس کمی پکر شد؛ چون پدر و مادرشان در دهات این کار را می‌کردند.

ادامه مطلب »

اثر دل شکستن!

مرحوم مرشد سری به علامت رضا تکان داد وگفت: «مدتی قبل که در این منزل شام می دادند، این حاج آقا کسانی را که جزو هیأت بودند ومی شناخت، برای صرف شام به داخل منزل هدایت کرد.

ادامه مطلب »

ماجرای بیماری آیت الله بهجت و نسخه حاج آقا فخر تهرانی

حاج آقا فخر تهرانی فرمود: «برای مداوای مریضی آقا رفتم». وقتی درِ منزل را باز کرد. گفتم: «آقا! آیا نان و آب گوجه فرنگی، هم، غذا شد که شما می‌خورید؟» گفت: «چه کار کنم؟ چند روزی است که خانواده به مسافرت رفته اند؛ جهتِ غذا، چند عدد گوجه فرنگی را می‌کوبم، نان در آب گوجه می‌زنم و می‌خورم».

ادامه مطلب »

هنوز آمادگی برای آمدن امام زمان عج را نداریم!

جمعی از صلحا در نجف اشرف که از آدم های بسیار خوب و مقدّس روزی با خودشان نشستند و گفتند: چرا امام نمی ‌آید؟ در صورتی که ما بیش از سیصد و سیزده نفر که او لازم دارد هستیم. به این فکر افتادند که سرّ تأخیر در ظهور را به دست آورند.

ادامه مطلب »

خدا را با حسن ظن تعبیر خوب کنیم

حضرت موسی علیه السّلام به شخصی برخورد که کور و کر بود و دست و پا هم نداشت؛ به یک تکه گوشت شبیه‎تر بود تا انسان. از او پرسید حالت چطور است؟ یعنی دنیا را و ربّت را چگونه می‎بینی؟

ادامه مطلب »

عملی که بعد از مرگ هم برای صاحبش گناه ثبت می کند

سپس میزبان شمّه‌ای از حقوق والدین بر گردن فرزند را برای ورثه بازگو کرد. به‌ ویژه آنکه به آنان یادآور شد، بعد از وفات پدرتان نیاز او به شما چندین برابر شده؛ در ادامه گفت: من پدر شما را چند شب قبل در شدیدترین عذاب در خواب دیدم.

ادامه مطلب »
bigtheme
error: Content is protected !!